X
تبلیغات
رایتل
من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
2 آذر 1388
حلالم کنید...

خدایا از هر نذر و عهد و وعده ای که کردم و بدان وفا نکردم از تو آمرزش می طلبم و از تو درخواست می کنم در ظلمی که به بندگان تو کردم و حقی که بر من دارند که به لطف و کرمت ادا فرمایی .


هر کس از بندگان تو یا کنیزکان تو که مظلمه ای از او بر من است که ستمی بر او کرده ام چه به شخص او و چه به مال او یا فرزندان او و یا غیبتی از او کرده ام یا بر او بار گرانی نهاده ام به سبب حب نفس یا هوای ریاست یا ریا و عصبیت به هر کس ستم کرده ام از غائب و حاظر و زنده و مرده که دستم از ادای حق او کوتاه و مجالم از پرداختش تنگ است و نتوانم از او حلیت خواست، پس از تو ای کسی که مالک حوائج خلقی و به محض خواست تو و اراده تو همه حاجتها مستجاب است که بر محمد و آل محمد(ص ) درود فرستی و آن بنده را که بر او ستمی کرده ام هر گونه خواهی از من خشنود گردانی و مرا از جانب خود رحمتی بی حد عطا کنی که آمرزش تو را نقصان و بخشش تو را زیان نرساند ای مهربانترین مهربانان.

خدایا پناه می برم به تو از آن روزی که اول آن شیون و وسطش بی تابی و آخرش درد است...